المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
227
التنبيه والإشراف ( فارسي )
به محل معروف به ذات الرقاع رفت كه كوهى است نزديك نخيل در مجاورت سعد و شقره كه رنگهاى گونهگون و لكههاى سرخ و سفيد و سياه دارد و بقولى اين غزوه را ذات الرقاع از آن رو گفتند كه پرچمها رقعههاى بسيار داشت و رقاع جمع رقعه است ، و عربان از مقابل او بگريختند و به قلهء كوهها و عمق درهها پيوستند . مسعودى گويد : در اين سفر پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم نماز خوف كرد كه دشمن نزديك بود و روبرو بودند ولى در چگونگى نماز خوف ميان متقدمان از فقيهان ولايات و غيره خلاف است . آنگاه بمدينه كه عثمان بن عفان را در آنجا نيابت داده بود بازگشت و غيبت او پانزده روز بود . پس از آن سفر او صلى الله عليه و سلم سوى دومة الجندل بود و اين آغاز غزاهاى او با روميان بود . از دومة الجندل تا دمشق پنج روز و تا مدينه پانزده روز و بقولى سيزده روز راه است . اكيدر بن عبد الملك كندى فرمانرواى دومة الجندل بدين نصارى بود و از هرقل پادشاه روم اطاعت مىكرد و متعرض مسافران و بازرگانان مدينه ميشد . وقتى اكيدر از حركت او خبر يافت بگريخت و مردم دومة الجندل پراكنده شدند و چون بدانجا رسيد هيچكس را نيافت و چند روز بماند و سوى مدينه كه ابن ام مكتوم را در آنجا نيابت داده بود بازگشت . در اين سال پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم با عيينة بن حصن فزارى پيمان صلح بست . آنگاه او صلى الله عليه و سلم روز دوم شعبان بجنگ بنى المصطلق بن سعد ابن عمرو - كه خزاعه همو بود و تيرهها از او جدا شده است - ابن ربيعة بن حارثة ابن عمرو بن عامر رفت . اين طايفه را خزاعه از آن رو گفتند كه هنگام هجرت از مأرب در بطن مر از جمله ازد جدا شدند و شاعرشان در اين باب گويد : « وقتى به